بازی Life is Strange Remastered Collection مجموعه‌ای داستان‌محور و احساسی شامل دو ماجراجویی Life is Strange Remastered و Life is Strange: Before the Storm Remastered است. با مکس و کلویی همراه شوید، رازهای Arcadia Bay را کشف کنید و ببینید انتخاب‌های شما چگونه مسیر داستان را تغییر می‌دهند.


بازگشت به Arcadia Bay؛ جایی که هیچ تصمیمی ساده نیست

بازگشت به Arcadia Bay؛ جایی که هیچ تصمیمی ساده نیست

در Life is Strange، داستان با Max Caulfield آغاز می‌شود؛ دختری که بعد از سال‌ها به شهر ساحلی Arcadia Bay بازمی‌گردد و در مدرسه Blackwell Academy مشغول تحصیل می‌شود. اتفاقی که در ابتدا شبیه یک حادثه معمولی به نظر می‌رسد، خیلی زود مسیر زندگی او را تغییر می‌دهد؛ Max متوجه می‌شود توانایی عجیبی برای بازگرداندن زمان دارد. همین قدرت ظاهراً فوق‌العاده، خیلی زود تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین مسئولیت‌های او می‌شود. شما می‌توانید یک جمله را تغییر دهید، یک تصمیم را اصلاح کنید، از یک اشتباه جلوگیری کنید یا اطلاعاتی را که چند لحظه قبل نداشتید به دست بیاورید. اما بازی خیلی زود به شما یاد می‌دهد که زمان یک دفترچه پاک‌کن‌دار نیست که هر چیزی را بدون هزینه از روی آن پاک کنید. هر تغییر می‌تواند نتیجه دیگری داشته باشد و همین رابطه میان انتخاب، پیامد و پشیمانی، ستون اصلی تجربه Life is Strange Remastered Collection را تشکیل می‌دهد. صفحه رسمی پلی‌استیشن نیز مجموعه را اثری مبتنی بر انتخاب و پیامد با پایان‌های متعدد معرفی می‌کند. نکته جالب اینجاست که بازی از همان ابتدا قدرت Max را مثل یک جایزه در اختیار شما قرار نمی‌دهد تا با خیال راحت از آن استفاده کنید. برعکس، هرچه بیشتر با قابلیت Rewind کار می‌کنید، بیشتر متوجه می‌شوید که دانستن آینده همیشه به معنی توانایی کنترل آن نیست. ممکن است گفت‌وگویی را دوباره انجام دهید و پاسخ متفاوتی انتخاب کنید، سپس متوجه شوید همان انتخاب در چند دقیقه بعد شرایط جدیدی ایجاد کرده است. شاید حتی تصمیمی بگیرید که در لحظه کاملاً منطقی به نظر برسد اما بعداً نتیجه‌ای غیرمنتظره داشته باشد. این همان جایی است که Life is Strange از یک ماجراجویی داستانی معمولی فاصله می‌گیرد و بازیکن را وارد یک آزمایش اخلاقی کوچک می‌کند؛ آزمایشی که در آن خود شما مسئول انتخاب‌ها هستید.

کاراکتر Max و Chloe؛ دو شخصیت، دو نگاه متفاوت به یک زندگی

یکی از مهم‌ترین دلایلی که Life is Strange Remastered Collection ارزش تجربه دارد، رابطه میان Max و Chloe است. Max شخصیتی درون‌گرا، عکاس و مشاهده‌گر است که قدرت بازگرداندن زمان را به دست می‌آورد، در حالی که Chloe بیشتر با روحیه سرکش، واکنش‌های سریع و شخصیت صریح خود شناخته می‌شود. در بازی اول، ارتباط این دو نفر تبدیل به مرکز بخش بزرگی از روایت می‌شود و اتفاقات گذشته و حال آنها کم‌کم به رازهای بزرگ‌تر Arcadia Bay گره می‌خورد.
در Before the Storm نیز تمرکز داستان روی Chloe قرار می‌گیرد و بازیکن فرصت پیدا می‌کند رابطه‌ها، احساسات و بخشی از اتفاقات پیش از داستان اصلی را از زاویه‌ای متفاوت ببیند. خود Square Enix نیز این دو شخصیت را در مرکز داستان‌های مجموعه معرفی کرده و بر نقش Max و Chloe در تغییر مسیر اتفاقات تأکید کرده است.
کاراکتر Max و Chloe؛ دو شخصیت، دو نگاه متفاوت به یک زندگی
اینجا یکی از نکات ظریفی قرار دارد که شاید در نگاه اول به چشم نیاید: مجموعه فقط نمی‌خواهد به شما بگوید Max چه کسی است یا Chloe چه گذشته‌ای داشته است؛ می‌خواهد نشان دهد شخصیت‌ها چگونه تحت فشار تصمیم‌ها تغییر می‌کنند. به همین دلیل، گفت‌وگوهای به ظاهر ساده اهمیت پیدا می‌کنند. یک پاسخ دوستانه، یک سکوت، یک دروغ کوچک یا حتی انتخاب اینکه چه اطلاعاتی را با چه کسی در میان بگذارید، می‌تواند برداشت شما از شخصیت‌ها را تغییر دهد. این موضوع باعث می‌شود حتی زمانی که دوباره بخشی از بازی را تجربه می‌کنید، بعضی صحنه‌ها معنای متفاوتی پیدا کنند؛ چون حالا شما نتیجه احتمالی انتخاب دیگری را می‌دانید.

قدرت بازگشت زمان؛ بزرگ‌ترین فرصت یا خطرناک‌ترین دام؟

اگر قرار باشد فقط یک ویژگی را به عنوان امضای Life is Strange معرفی کنیم، بدون شک قدرت Rewind مکس یکی از اصلی‌ترین گزینه‌هاست. مکانیک بازگرداندن زمان فقط برای حل یک معما طراحی نشده است. شما از آن برای اصلاح گفت‌وگوها، پیدا کردن اطلاعات، تغییر بعضی اتفاقات و امتحان کردن مسیرهای مختلف استفاده می‌کنید. نکته هوشمندانه این است که بازی اجازه می‌دهد ابتدا نتیجه یک انتخاب را ببینید و سپس به عقب برگردید و انتخاب دیگری انجام دهید. در ظاهر این قابلیت آزادی بسیار زیادی ایجاد می‌کند، اما با پیشرفت داستان، همین آزادی تبدیل به سؤال دشوارتری می‌شود: اگر بتوانید نتیجه یک تصمیم را قبل از انتخاب ببینید، آیا انتخاب شما واقعاً آزادانه است؟ قابلیت Rewind و رابطه آن با تغییر مسیر وقایع، یکی از ویژگی‌هایی است که در معرفی رسمی بازی نیز به آن اشاره شده است. یک راز جذاب درباره طراحی تجربه بازی همین‌جاست: قدرت Max فقط ابزار حل مسئله نیست، بلکه بخشی از زبان روایی بازی است. شما به جای اینکه صرفاً داستان را تماشا کنید، دائماً با پیامد تصمیم‌ها درگیر می‌شوید. حتی زمانی که می‌دانید می‌توانید زمان را برگردانید، احساس اضطراب از بین نمی‌رود؛ چون همه چیز قابل اصلاح نیست و مهم‌تر از آن، تغییر یک اتفاق الزاماً به معنی رسیدن به نتیجه بهتر نیست. این تضاد میان «می‌توانم برگردم» و «نمی‌توانم همه چیز را کنترل کنم» یکی از جذاب‌ترین ایده‌های Life is Strange است.

لحظه Before the Storm؛ وقتی خبری از قدرت جادویی نیست

اگر Life is Strange داستان قدرت و مسئولیت Max باشد، Before the Storm زاویه متفاوتی از همان جهان را نشان می‌دهد. در این بخش، Chloe در مرکز داستان قرار دارد و روایت بیشتر روی روابط، احساسات، گذشته شخصیت‌ها و اتفاقاتی تمرکز می‌کند که پیش از ماجراهای بازی اصلی رخ داده‌اند. یکی از تفاوت‌های مهم این است که این بار خبری از قابلیت Rewind مکس نیست و بازی باید تنش و تصمیم‌گیری را از مسیر دیگری ایجاد کند.
لحظه Before the Storm؛ وقتی خبری از قدرت جادویی نیست
این موضوع باعث می‌شود دیالوگ‌ها و واکنش‌های Chloe اهمیت بیشتری پیدا کنند. نسخه Remastered همچنین محتوای Deluxe Edition را شامل می‌شود که از جمله آن می‌توان به لباس‌های اضافه و قسمت Farewell اشاره کرد. راز جالبی که در تجربه این مجموعه می‌توانید کشف کنید این است که ترتیب انتشار بازی‌ها الزاماً بهترین ترتیب ذهنی برای درک تمام رابطه‌های میان شخصیت‌ها نیست. Before the Storm به شما اجازه می‌دهد قبل از اینکه بسیاری از اتفاقات بازی اول را ببینید، با بخشی از گذشته Chloe و روابط او آشنا شوید. همین مسئله باعث می‌شود بعضی رفتارها و واکنش‌هایی که در Life is Strange می‌بینید، پس از تجربه Before the Storm معنای دیگری پیدا کنند. این ویژگی مجموعه را برای بازیکنی که می‌خواهد فقط داستان را تمام نکند و واقعاً روابط شخصیت‌ها را بفهمد، جذاب‌تر می‌کند.

ریمستر دقیقاً چه چیزی را تغییر داده است؟

Life is Strange Remastered Collection قرار نیست یک بازی کاملاً جدید باشد؛ هدف آن ارائه نسخه‌ای بازسازی‌شده از دو عنوان قبلی است. مدل شخصیت‌ها و محیط‌ها بهبود پیدا کرده‌اند، نورپردازی بازطراحی شده و انیمیشن‌های چهره در Life is Strange Remastered با استفاده از اجرای کامل حرکات صورت ارتقا یافته‌اند. برخی از معماهای گیم‌پلی نیز اصلاح شده‌اند. این تغییرات شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند، اما برای اثری که بخش زیادی از احساس خود را از چهره، نگاه و واکنش شخصیت‌ها منتقل می‌کند، کیفیت انیمیشن اهمیت ویژه‌ای دارد. Square Enix نیز هنگام معرفی مجموعه روی مدل‌های جدید شخصیت‌ها، بهبود Lip Sync، انیمیشن چهره، موتور و نورپردازی تأکید کرده است. در نتیجه، اگر قبلاً نسخه اصلی را تجربه کرده باشید، ارزش ریمستر فقط در دیدن دوباره داستان خلاصه نمی‌شود. شما با نسخه‌ای مواجه هستید که تلاش کرده ظاهر شخصیت‌ها و محیط‌ها را با استانداردهای جدیدتر هماهنگ کند، در حالی که ساختار اصلی داستان و انتخاب‌های آن حفظ شده است. از طرف دیگر، اگر اولین بار است که وارد دنیای Life is Strange می‌شوید، این مجموعه یک مسیر مستقیم برای تجربه دو داستان مرتبط با Arcadia Bay در اختیار شما قرار می‌دهد. موسیقی‌های دارای مجوز و قطعات اصلی نیز در مجموعه حضور دارند و همچنان نقش مهمی در ایجاد فضای احساسی بازی ایفا می‌کنند. 

رازهایی که شاید در اولین تجربه متوجه آنها نشوید

رازهایی که شاید در اولین تجربه متوجه آنها نشوید

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های Life is Strange این است که بازی اطلاعات مهم را همیشه مستقیم جلوی چشم شما قرار نمی‌دهد. محیط‌ها را باید ببینید، به نوشته‌ها توجه کنید، اشیای اطراف را بررسی کنید و از کنار جزئیات کوچک بی‌تفاوت عبور نکنید. بسیاری از لحظاتی که در نگاه اول صرفاً تزئینی به نظر می‌رسند، در ساخت شخصیت‌ها یا ایجاد سرنخ‌های داستانی نقش دارند. به همین دلیل، سرعت بازی کردن همیشه به معنی تجربه بهتر نیست.
گاهی ارزشمندترین تصمیم این است که چند ثانیه بیشتر در یک اتاق بمانید و ببینید چه چیزی در اطراف Max وجود دارد. راز دوم به خود مفهوم انتخاب مربوط می‌شود. بازی مدام به شما این تصور را می‌دهد که می‌توانید همه چیز را کنترل کنید، اما در طول مسیر مشخص می‌شود که بعضی پیامدها بزرگ‌تر از آن هستند که با یک Rewind ساده از بین بروند. این طراحی باعث می‌شود بازیکن به تدریج از یک «اصلاح‌کننده اشتباهات» به فردی تبدیل شود که باید مسئولیت انتخاب‌هایش را بپذیرد. حتی اگر بعداً زمان را برگردانید، تجربه‌ای که از دیدن نتیجه انتخاب قبلی به دست آورده‌اید در ذهن شما باقی می‌ماند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که بازی از یک مکانیک سرگرم‌کننده به یک ابزار داستان‌گویی تبدیل می‌شود.

وقتی زمان را برمی‌گردانید، واقعاً چه چیزی تغییر می‌کند؟

Life is Strange Remastered Collection در نهایت درباره یک قدرت خارق‌العاده نیست؛ درباره بهایی است که برای انتخاب‌ها می‌پردازیم. Max می‌تواند زمان را عقب ببرد، اما نمی‌تواند گذشته را بدون پیامد تغییر دهد. Chloe می‌تواند سرسخت و بی‌پروا باشد، اما پشت این ظاهر، گذشته و احساساتی وجود دارد که به مرور آشکار می‌شوند. Arcadia Bay هم فقط یک پس‌زمینه برای داستان نیست؛ شهری است پر از آدم‌ها، رابطه‌ها، رازها و اتفاقاتی که وقتی دقیق‌تر نگاه کنید، ارتباط میان آنها را بهتر می‌بینید. این مجموعه با دو بازی بازسازی‌شده، گرافیک و انیمیشن‌های بهبودیافته، محتوای اضافه Before the Storm و همان ساختار انتخاب‌محور، فرصتی فراهم می‌کند تا یکی از متفاوت‌ترین داستان‌های این مجموعه را دوباره تجربه کنید. اما شاید بهترین سؤال برای پایان این مقاله این نباشد که «آیا Max می‌تواند زمان را برگرداند؟»
وقتی زمان را برمی‌گردانید، واقعاً چه چیزی تغییر می‌کند؟
سؤال جذاب‌تر این است: اگر شما جای او بودید، کدام تصمیم را تغییر می‌دادید؟ آیا حاضر بودید برای نجات یک نفر، اتفاق دیگری را قربانی کنید؟ آیا همیشه می‌توانستید تشخیص دهید کدام انتخاب درست است؟ و اگر می‌دانستید تصمیمی در آینده چه پیامدی دارد، باز هم همان تصمیم را می‌گرفتید؟ Life is Strange Remastered Collection دقیقاً در همین نقطه مخاطب را نگه می‌دارد؛ جایی که دسته بازی در دست شماست، داستان منتظر تصمیم شماست و یک انتخاب کوچک می‌تواند باعث شود چند دقیقه بعد با خودتان بگویید: «کاش قبل از این تصمیم، یک بار دیگر فکر می‌کردم.»
ورود/ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
کد یکبار رمز خود را وارد کنید

رمز عبور خود را وارد نمایید
کد یکبار رمز خود را وارد کنید
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
لطفا کد یکبار رمز ارسال شده به ایمیل یا موبایل خود را وارد کنید
شما قبلا وارد شده اید