در این مقاله به بررسی کامل بازی 007 First Light، جدیدترین اثر استودیوی IO Interactive، میپردازیم؛ عنوانی که با ترکیب عناصر مخفیکاری سری Hitman و دنیای جاسوسی جیمز باند، تجربهای متفاوت و مدرن از مأمور 007 ارائه میدهد. از داستان آغازین جیمز باند جوان و گجتهای پیشرفته جاسوسی گرفته تا مبارزات سینمایی و سیستم نفوذ اجتماعی، این نقد تمام نقاط قوت و ضعف بازی را زیر ذرهبین قرار میدهد.
جیمز باند الهامبخش Hitman بود و حالا این چرخه کامل شده است!
.jpg)
زمانی که برای نخستین بار اعلام شد استودیوی IO Interactive در حال ساخت یک بازی از مجموعه جیمز باند است، بسیاری بهسرعت ارتباط واضح میان این دو را پیدا کردند: جیمز باند الهامبخش مجموعه Hitman بوده؛ سریای که IO بیشتر به خاطر آن شناخته میشود. بنابراین این استودیو انتخابی طبیعی برای ساخت یک بازی واقعی از مأمور 007 به نظر میرسید. اما چیزی که بیش از همه کنجکاوم کرده بود، تفاوتهایی بود که این دو تجربه باید با یکدیگر داشته باشند. یک بازی جیمز باند نمیتواند صرفاً یک Hitman با مدل موی متفاوت باشد.
خوشبختانه، نخستین ورود IO به دنیای جیمز باند نشان میدهد که تیم سازنده کاملاً از این موضوع آگاه بوده و به آن توجه کرده است. نتیجه، تجربهای هیجانانگیز و شایسته نام باند است؛ تجربهای که در عین بهرهگیری از درسهای آموختهشده از Hitman، هویت مستقل خود را نیز حفظ میکند.
اگرچه این نخستین داستان اورجینال درباره جیمز باند نیست، اما 007 First Light برداشت کاملاً اختصاصی IO از جاسوس افسانهای خلقشده توسط ایان فلمینگ است. با حضور پاتریک گیبسون در نقش اصلی و داستانی که باند را به 26 سالگیاش بازمیگرداند—زمانی که هنوز در ارتش خدمت میکند و هیچ ارتباطی با MI6 ندارد—این بازی نقطه شروعی مناسب برای کسانی است که با جیمز باند آشنا نیستند یا از زمان فیلم No Time to Die در سال 2021 منتظر بازآفرینی بعدی این شخصیت بودهاند.
این یک شروع تازه است و تیم سازنده موفق شده آن را به سبک و سیاق خود شکل دهد.
در First Light، باندی که با او روبهرو میشویم جوانتر از همیشه است و همین موضوع نسخهای لجبازتر و خطاپذیرتر از این شخصیت را به تصویر میکشد؛ شخصیتی که خیلی زود برایم جذاب شد. او برای برنامه تازهراهاندازیشده «00» در MI6 جذب میشود، اما اوضاع هرگز به نفعش پیش نمیرود. او بهسرعت همدورهایهایش را علیه خود میکند و حتی رئیس بداخلاقش، جان گرینوی، را نیز از خود ناراضی میسازد.
این شخصیت توسط لنی جیمز، بازیگر سریال The Walking Dead، ایفا شده و در نقش جدید خود در دنیای باند عملکردی درخشان دارد.
با خرید اکانت قانونی بازی برای PS5، مأموریتهای مخفی 007 First Light را از دست ندهید!
.jpg)
در فیلمها، همیشه از نسخه جیمز باندِ دنیل کریگ لذت میبردم؛ زیرا او بارها شکست میخورد و آسیب میدید. من چنین قهرمانی را بسیار بیشتر از یک شخصیت شکستناپذیر و بیعیبونقص دوست دارم. این ویژگی در First Light حتی پررنگتر شده است؛ جایی که جاسوس داستان هنوز در دنیای اطلاعاتی MI6 بسیار خام و کمتجربه است.
جیمز باند در این بازی جوانی سرسخت و عجول است و عادت او به اینکه «اول عمل کند و بعداً عذرخواهی کند» از نگاه مافوقهایش هم بزرگترین نقطه قوت اوست و هم بزرگترین ضعفش.
مدت زیادی طول نمیکشد که باند نخستین مأموریتش را آغاز میکند. او با استفاده از مهارتهای نفوذ اجتماعی و مخفیکاری وارد هتلی مجلل میشود؛ جایی که سازمان اطلاعاتی معتقد است یکی از مأموران سابق برنامه 00 در حال برنامهریزی برای اقدامی خطرناک است.
مخفیکاری، نفوذ اجتماعی و DNA بازی Hitman
اگرچه بازی بهدرستی از همان طنز سیاه و خاص مجموعه Hitman بهره نمیبرد، اما بسیاری از روشهایی که برای حرکت در محیط استفاده میکنید، انگار مستقیماً از آن مجموعه گرفته شدهاند. شما میتوانید نگهبانان را منحرف کنید و زمانی که حواسشان پرت شد، از یک پوشش به پوشش دیگر حرکت کنید. همچنین میتوانید از لبهها و لولههای بیرونی ساختمان بالا بروید، به مکالمات افراد گوش دهید تا اطلاعات حیاتی به دست آورید و حتی با دروغ گفتن، به اهداف خود برسید.
این اهداف میتواند به دست آوردن یک کارت دسترسی، پیدا کردن محل حضور فردی خاص یا حتی متقاعد کردن کسی برای کنار رفتن از مسیر باشد. بازی این مکانیک را با نام Bluff یا «بلوف زدن» معرفی میکند.
البته این روش روی همه جواب نمیدهد. برخی افراد فریب نمیخورند، اما بسیاری دیگر حرف شما را باور میکنند؛ چرا که جیمز باند جوان فردی جذاب و کاریزماتیک است و بهخوبی میتواند وانمود کند که دقیقاً به جایی تعلق دارد که در واقع نباید آنجا باشد.
.jpg)
گاهی اوقات حتی میتوانید لباس مبدل بپوشید. در چنین لحظاتی، شباهتهای First Light و Hitman بیش از هر زمان دیگری آشکار میشود.
اما زمانی که همهچیز از کنترل خارج میشود—شاید هویتتان فاش شده باشد یا دشمنانی روبهرویتان قرار گرفته باشند که فریب جذابیتهای شما را نمیخورند—بهترین ویژگی بازی خود را نشان میدهد: مبارزات.
مبارزات در First Light فوقالعاده سرگرمکننده هستند، بهویژه نبردهای تنبهتن. برخی از سیستمهای بازی آشنا هستند؛ مانند حملات دشمنانی که باید با زمانبندی مناسب آنها را دفع یا جاخالی دهید. اما بهترین بخشهای بازی آنهایی هستند که بیش از هر چیز حس و حال جیمز باند را منتقل میکنند.
برای مثال، میتوانید روی سطوح سر بخورید و دشمنان را گیج کنید، اسلحهشان را از دستشان بیندازید، آن را در هوا بگیرید و سپس با شلیک به پایشان، آنها را زانو بزنید تا با یک حرکت سریع کارشان را تمام کنید.
یا میتوانید به سمت دشمن یورش ببرید و او را به میز کامپیوتر بکوبید؛ جایی که مانیتور و صفحهکلید به هوا پرتاب میشوند و شما فرصتی برای مقابله با سایر مهاجمان مسلح پیدا میکنید.
محیطهای بازی واکنشپذیری فوقالعادهای دارند. اگر دشمنی را به نردهها بکوبید، میتوانید او را از آن سوی نرده به پایین پرتاب کنید. اگر او را به یک تابلو برق بکوبید، خواهید دید که برقگرفتگی شدیدی را تجربه میکند و آسیب زیادی میبیند.
مبارزه با گروهی از دشمنان و ترکیب ضربات و جاخالیها، هم از نظر بصری و هم از نظر حسی بسیار لذتبخش است؛ چه زمانی که همهچیز را بینقص انجام میدهید و چه وقتی که تنها بهسختی از درگیری جان سالم به در میبرید.
درگیریهای مشتزنی گاهی آنقدر خشن و پرتنش هستند که حس میکنید در مسابقهای برای کندن چشم حریف شرکت کردهاید.
.jpg)
گجتهای جاسوسی، ابزارهای Q و روح واقعی جیمز باند
تنوع گزینههای مخفیکاری و نفوذ اجتماعی در 007 First Light بسیار گسترده است.
صحبت از ابزارها شد؛ جالب است که داستانهای جیمز باند تا چه اندازه با قالب بازیهای ویدیویی هماهنگ هستند. نهتنها در سراسر جهان سفر میکنید و هر مأموریت در محیطی متفاوت رخ میدهد، بلکه باند همواره از سوی Q و آزمایشگاه معروف او با گجتهای جاسوسی پشتیبانی میشود.
یکی از مهمترین این ابزارها، ساعت معروف Q-Watch است که تقریباً همیشه همراه باند خواهد بود. این ساعت به او اجازه میدهد محیط اطراف را اسکن کند و موقعیت دشمنان و نقاط قابل تعامل را—حتی از پشت دیوارها—شناسایی کند. این قابلیت یادآور مکانیک «دید کارآگاهی» است که بازی Batman: Arkham Asylum در سال 2009 محبوب کرد.
اما تواناییهای ساعت تنها به اسکن محدود نمیشود. باند میتواند با استفاده از همین ساعت، دستگاههای الکترونیکی را هک کند و کنترل برخی تجهیزات را در دست بگیرد.
در کنار ساعت، مجموعهای از گجتهای کلاسیک و خلاقانه نیز در اختیار بازیکن قرار دارد. برای مثال، یک تلفن جعلی که با شلیک دارتهای سمی باعث احساس ناخوشی در افراد میشود و آنها را وادار میکند موقعیت خود را ترک کنند.
یا قلمی که در ظاهر کاملاً عادی است، اما در حقیقت میتواند بهعنوان یک ماده انفجاری مورد استفاده قرار گیرد. این تنها بخشی از ابزارهای جاسوسی متنوع بازی است.
در بسیاری از مأموریتها، شما باید از میان این ابزارها دو یا چند مورد را انتخاب کنید. همین مسئله باعث میشود که برای رسیدن از نقطه A به نقطه B، راهحلهای متعددی پیش روی شما قرار گیرد؛ بهویژه زمانی که فضای میان این دو نقطه مملو از دشمنان خطرناک است.
من اغلب در انتخاب گجتها دچار تردید میشدم، زیرا تقریباً همه آنها کاربردهای ارزشمندی داشتند. بارها پیش آمد که وارد مأموریتی شدم و از داشتن یک ابزار خاص خوشحال بودم، اما همزمان آرزو میکردم ای کاش گجت دیگری را نیز با خود آورده بودم.
.jpg)
در اواخر بازی نیز تغییراتی در نحوه استفاده از گجتها ایجاد میشود که این سیستم را به دو شیوه متفاوت و در عین حال لذتبخش متحول میکند.
این ابزارها تضمین میکنند که روح واقعی شخصیت جیمز باند در بازی زنده بماند. اما First Light تنها به گجتها اکتفا نمیکند و در بسیاری از جزئیات دیگر نیز به ریشههای مجموعه وفادار میماند.
بازی مجموعهای از شخصیتهای آشنا و دوستداشتنی را در اختیار دارد؛ از جمله رئیس MI6 یعنی M، همکار وفادار او Moneypenny و البته یک شخصیت منفی بهیادماندنی که اهداف و انگیزههایش در حقیقت بازتابی تاریک از خود جیمز باند هستند.
این ضدقهرمان از آن دسته شخصیتهایی است که انگار مستقیماً از تیتر اخبار روز الهام گرفته شده است.
رانندگی، حالت TacSim و جمعبندی نهایی
چندین مأموریت در First Light کاملاً حس و حال بازیهای Hitman را منتقل میکنند.
از میان تمام مواردی که استودیوی IO Interactive باید برای واقعی جلوه دادن First Light رعایت میکرد، تنها بخشی که بهوضوح ضعیفتر ظاهر شده، قسمتهای رانندگی است.
در نهایت، یک داستان جیمز باند بدون تعقیبوگریزهای ماشینی کامل نمیشود. اگرچه First Light از وسایل نقلیه مختلفی در موقعیتهای متنوع استفاده میکند، اما بیشتر این بخشها حس حرکت در مسیری تقریباً مستقیم و از پیش تعیینشده را دارند.
این صحنههای پرزرقوبرق با خودروهای Aston Martin و قایقهای تندرو همچنان از نظر بصری و صوتی جذاب هستند، اما بیش از آنکه گیمپلی عمیقی ارائه دهند، صرفاً بهانهای برای انتقال باند از یک درگیری به درگیری دیگر محسوب میشوند.
مشکل دیگری که از روایت یک داستان 20 ساعته درباره جیمز باند ناشی میشود، افت ریتم داستان در برخی لحظات است.
نویسنده از دیدن باند در آپارتمان اختصاصی MI6 در کنار سایر نیروهای تازهکار لذت برده است. این لحظات آرام، فرصتی فراهم میکنند تا شخصیتهای قدیمی با لایههای جدیدی معرفی شوند؛ چیزی که معمولاً فیلمهای سینمایی به دلیل محدودیت زمان، امکان پرداختن به آن را ندارند.
.jpg)
اما در بخشهایی از بازی، بهویژه اواخر داستان، بازیکن مجبور به حل معماهایی میشود که عمدتاً حول باز کردن درهای قفلشده میچرخند. این قسمتها گاهی سرعت داستان را بهشدت کاهش میدهند و از هیجان روایت اصلی میکاهند.
البته حل چنین مشکلی دشوار است، زیرا یک بازی ویدیویی ذاتاً با ساختار یک فیلم سینمایی تفاوت دارد.
یکی از بخشهایی که هرگز از مشکل ریتم رنج نمیبرد، حالت فرعی TacSim یا Tactical Simulation است.
در دنیای بازی، این حالت بهعنوان روشی معرفی میشود که جیمز باند برای حفظ آمادگی خود از آن استفاده میکند؛ او در محیطهای مجازی با دشمنان مجازی مبارزه میکند؛ از آشپزخانهها و ویلاها گرفته تا تأسیسات نظامی.
در عمل، این بخش برای بازیکن به حالتی بسیار قابل تکرار تبدیل میشود که مستقیماً روی بهترین ویژگی بازی یعنی مبارزات تمرکز دارد.
در مراحل متعدد این بخش، میتوانید دهها چالش مختلف را کامل کنید؛ حوزهای که استودیوی IO Interactive پیشتر نیز در طراحی آن مهارت بالایی نشان داده بود.