512

تحلیل شاهکار The Last of Us Part II

تحلیل شاهکار The Last of Us Part II

پس از نمایش اولین تریلر عنوان the last of us همه طرفداران سونی میدانستند قرار است یک شاهکار دیگر را از سونی و ناگتی داگ شاهد باشند گویا ستون اصلی کاخ با شکوه پلی استیشن بدون ناگتی داگ را نمیشود متصور شد.

در گذشته پلی 1 را با کراش و پلی 2 را با جک و دکستر و پلی 3 را با سری آنچارتد توسط ناگتی داگ در یاد ها و خاطرات ثبت کرد

اما اکنون با داستانی طرف هستیم که بر خلاف تمام آن ها داستانی شیرین و با پایان های خوش نیست

داستانی به تلخی و غمگینی که تاکنون تجربه ای به مانند آن را نکرده اید ، لست 1 دنیایی را نشان داد که توسط یک بیماری به نابودی کشیده شد اما آیا یک بیماری و موجودات بیمار تنها مقصران آن دنیا بودند آیا باید از آنها بیش از هر چیزی وحشت داشت

داستان طی 20 تا 30 سال زندگی انسان هایی که بعد از نابودی دنیا زنده مانده اند را نشان میدهد ، انسان هایی که اولویت اصلی آن ها تنها زنده ماندن است و اصلا برایشان مهم نیست به جه قیمتی ، و هر کسی در این راه کم بیاورد و یا حتی بدشانس باشد خواهد مرد

جوِئل دختر خود را در ابتدای سری اول از دست داده و اکنون با دروغی که به الی گفته آن را کنار خود دارد گویا جوئل در ذهن خود به این فکر میکند اکنون دوباره دخترش را کنارش دارد

جوئل با پشت کردن به ساخت واکسن الی را نجات داد و به دنیایی پشت کرد که انسان های بیگناه هر روز در حال کشته شدن در آن بودن همه این اتفاق ها با اراده جوئل ممکن بود به پایان برسد ولی هیچ کدام ما آن لحظه بجای آن پدر نبودیم تا به این فکر کنیم چرا باعث شد به این نتیجه برسد که زنده ماندن الی از نجات دنیا هم بهتر است

الی زنده ماند و جوئل راضی از این اتفاق اما سرنوشت قرار نیست بگذارد جوئل حس پدرانه اش را تجربه کند

اکنون دنیا بسیار مکانی پر خطر از هر زمان میباشد هر روز انسان های از کوچک تا بزرگ توسط کلیکر ها و حتی انسان های دیگر کشته میشوند ، جوئل که به الی میگفت برایش مهم نیست چه اتفاق هایی تا الان برایش افتاده و مدت زیادی برای زنده ماندن تلاش کرده و اکنون زنده ماندن برایش مهم است و اینکه برای چه زنده بمانی را بالاخره پیدا خواهی کرد ، در نهایت اسیر حرف تس شد ، تس لحظات آخر عمر خود به جوئل گفت که بالاخره یکروز شانس ما هم تمام خواهد شد

و این اتفاق غمگین ترین اتفاق برای طرفداران این عنوان بود طرفدارانی که نزدیک به 8 ، 9 سال به پای این عنوان بودند و با شخصیت های اصلی آن ارتباطی عمیق برقرار کرده بودند حالا برایشان بسیار سخت و غیر قابل باور است با شخصیت اصلی بازی بطور ناگهانی وداع کنند ، آنقدر ناگهانی که خود جوئل هم ندانست به چه دلیل کشته شد

الی هم که مانند جوئل و هر کسی دیگر در این دنیا ، که عزیزان خود را بر اثر بیماری از دست داده اند ، شاهد تجربه از دست دادن نزدیکان خود بوده اما این بار با همه آن ها فرق داشت این بار کسی را از دست داده بود که او را مانند دختر خود دوست داشت و جانش هم را برای او میداد و او را نجات داد به قیمت نابودی دنیا ، الی اکنون فقط خواهان یک چیز است ، خواهان انجام یک حس که بطور غریضی در همه انسان ها پدیدار خواهد شد حس انتقام

حس انتقام برای به انجام رسیدن خواهان آزادی عمل هم میباشد که در این دنیا این اولین اتفاقی بود که افتاد ، چه بسا انسان هایی که حس انتقام داشتند و بخاطر شرایط نتوانستند اما اکنون الی در دنیایی زندگی میکنند که دیگر قانونی وجود ندارد و بسادگی میتوان هر کس را که خواست کشت

الی بدنبال این حس خواهد رفت ، در این نسخه ، بازی دیگر برایش مهم نیست چه بر سر دنیا در طول گذر زمان خواهد آمد و یا پیدا کردن واکسن و خبر خوبی راجع به بیماری به کجا رسیده ، بازی در این نسخه بسیار به واقعیت نزدیک تر شده و حس انتقام واژه اصلی میباشد که میتوان برای این نسخه بکار برد.

در دنیایی که بدترین اتفاق ها به سر الی و نزدیکانش اومده آیا الی این موضوع را قبول میکند که قاتل جوئل را ببخشد ، الی با تمام وجود مانند ما که برایمان مهم است،  بدنبال قاتل میرود ، همه ما حس الی را درک میکنیم و دسته بازی در دستمان را محکم تر و با حس نفرت و خشم در دست میگیریم و فقط مراحل را رد میکنیم تا برسیم به قاتلین جوئل

اما این همه دید ما به این قضیه است

چرا باید جوئل به قتل برسد ، ابی نام دختری است که جوئل را به جلوی چشمان الی به قتل رساند اما چرا

ابی دختر دکتری متعهد و مهربان بود دکتری که برای جان حیوانات هم ارزش قائل بود ، وقتی به پدر ابی گفتند که دختری را آورده اند به بیمارستان که در مقابل بیماری ایمن است و میتوان با تحقیق بر روی آن واکسن را کشف کرد ، احساسات مهربانانه اش تنها نجات دنیا و جلوگیری از کشته شدن دیگر انسان ها را میدید ، اما آیا به این فکر کرده بود که اگر آن دختر ، دختر خودش بود و برای پیدا کردن واکسن قرار بود بمیرد ، آیا قبول میکرد؟

آیا به این فکر کرده بود اصلا نجات دنیا به کجا خواهد انجامید ، مگر تا قبل از این بیماری همه از زندگی راضی بودند مگر انسان ها در آن موقع کشته نمیشدن مگر ظلم و تاریکی در آن زمان هم در دنیا وجود نداشته

اما پدر ابی با چشم پوشی از این مسائل خواهان کشف واکسن احتمالی پس از مرگ الی بود

اما این خواسته او بود که به مرگش انجامید ، جوئل این را قبول نمیکرد که الی بمیرد و این چرخه همینطور ادامه دارد ، ابی هم با قتل پدرش توسط جوئل کنار نیامد ، و همینطور و همینطور تا به این زمان که الی بدنبال ابی برای انتقام است

در این راه چه انسان هایی که کشته خواهند شد و چه غمی که بعد از کشته شدن آن ها در دل نزدیکانشان خواهد ماند و چه نفرت و کینه هایی که باقی خواهد ماند 

بدنبال مقصر نمیگردیم چون همه اتفاق ها دیگر افتاده و انتخاب ها انجام شده

الی در این دنیای تاریک که هر کس به نفع خودش دیگری را به کام مرگ میکشاند چه انتخابی خواهد کرد

حتی اگر الی ابی را بکشد چه چیزی را به دست خواهد آورد ؟ کمی آرام خواهد شد ، بعد از گذشت زمان چطور؟ باز هم به این انتقام به همان چشمی نگاه خواهد کرد که آن لحظه بدلیل خشم خود نگاه میکرد؟

فراموش نکنیم الی و جوئل دارای قلبی مهربان بودند و کارگردان در بسیاری از صحنه ها این موضوع را به نمایش میگذاشت ، از نوازش کردن زرافه ها در نسخه اول تا قبول نکردن مرگ الی توسط جوئل ، آیا در بین این همه انتقامی که این وسط صورت میگیرد و آتش خشم طرفین را بالا میبرد باز هم میشود که الی آن دل رحمی خودش را به رخ دنیای گیم بکشد یا با داستانی تکراری طرف خواهیم بود که در همه عناوین تا کنون شبیه آن را دیده ایم داستان تکراری گرفتن انتقام

این موضوع باز خواهد ماند چون تصمیم الی تصمیم همه انسان ها نیست و هر چقدر هم کسی بخواهد بگوید که انتقام درست است و یا بخشش درست است فقط در حد حرف باقی خواهد ماند و همچنین عنوان شاهکار آخرین ما نسخه دوم،  آخرین عنوان این سری نخواهد بود و باید دید در ادامه چه اتفاقاتی قرار است بیفتد

امیدوارم از این مطلب که توسط فروشگاه گیم پارادایس برای شما خوبان جمع آوری و تهیه کرده ایم لذت برده باشید و اگر مایل به خرید این عنوان شاهکار هستید میتوانید با کلیک بر روی این لینک بازی را برای کنسول خود تهیه کنید

نویسنده : مرتضی شیردل

تاریخ : 21 دی 1399